خرید بک لینک
شب سرد است و زوزه ی گرگان خواب این گاو را برآشفته سگ این قصه مانده چشم به راه لیک چوپان قصه ام خفته گوسفندان اگر چه مضطربند سر به آغوش هم نهان کردند چشم در چشم یکدگر دارند به سکوت طویله خو کردند توی ذهنم پرنده ای هستم که شب از شب گذر تواند کرد میروم نور را ببر بکشم یک شب از این دیار ساکت و سرد کوه نورم، سرم در افلاک است روی دوشم نشسته خورشیدم توی ذهنم سترگ و پا برجام خط کشیدم بروی تردیدم توی ذهنم

برچسب: نویسنده: ترانه حسینیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 21:24

صفحه بندی